نبودت

خرید بک لینک

امکانات وب

من عاشق بودم ولی عاقل نبودم

همه چیو با دست خودم خراب کردم

عاشق شدن یک چیز است

عاشقی کردن یک چیز دیگر است

من با همین چشم و لب خودم

قبر خودم را سریع کندم

خوب بودم و بد عالم شدم

علت درد و تنهایم خودم هستم

مثل گلوله خراش دادم و رفتم

من خودم از خودم میترسم

۹۶/۰۳/۲۲

فریدون حیدریان

نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 14:19

گاهی اوقات یه عطر یه آهنگیه سکانس فیلم یه شعر نابیه نگاه یه رنگ لباسمرا میکشاند به گذشتهبه همان خاطره های تلخ کهنهو من میمانمبا بغضی که روی شانه ام نشسته از کودکیو من میمانمبا گریه و سردرد لعنتیو من میمانمباز با دیواری که مدام میکند دهن کجیکاش ذهنم قلاده ای محکم داشتکاش راهی برای گذشتن نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 205 تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 14:19

این شعر بوی خون میدهد***آخر این شعر مردی میمرد***این شعر شعر آخر است***آخر این شعر زنی میگرید***تمام ماجرا این است رفیق***قصه زن و مردی تنها است رفیق***زنی با گرگ ها چرخید و چرخید***گرگ شد و گرگ ها درید***مردی با وفا بود و سرد شد***دوباره با وفا شد ولی خم شد***زن ماجرا پشیمان شده بود و راه برگشت ندا نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 186 تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 14:19

من یه جایم که هیچ غلطی نمیتونم بکنم

من میان دو حرف حق مانده ام

از یه طرف جیب خالیم میگه برگرد نرو

از یه طرف دل پرم میگه برو بگو

منگه از این سخت تر نیست

برزخ از این کشنده تر نیست

۹۶/۰۳/۱۹

فریدون حیدریان

نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 193 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 1:17

هنر بی مرزه

در هر زمینه که بگی

هنر تکیه گاهه

برای هر هنرمند که بگی

آدم مذهبی بی منطقه

در هر دینی که بگی

آدم عاشق آزادیه

در هر کشور که بگی

۹۶/۰۳/۱۹

فریدون حیدریان

نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 189 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 1:17

من تو زندگیم دور باطل زدمدیوانه شدم و زخم تازه زدممن روی بد زندگی رو خوب دیدمهمیشه از جایی خوردم که فکر نمیکردممن یه مجموعه کامل درد بی درمانمخاموش و سوخته و سرد بی پایانمفقر و داد و بیداد بسیار دیدمجدایی وحشتناک پدر و مادر دیدمخبر مرگ پدر شنیدم و یتیم شدمیهویی با جبر ژنتیکی رو به رو شدمع نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 194 تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 11:46

لبخند تو میان بادکنک های رنگی پارک***و دل باختن من روی نیمکت پارک***تو خیلی زیبای میان شادی پاک بچه ها***و اشک شوقی که ریخت روی نیمکت پارک***و من ناگهان به یاد آن شب افتادم***که رو به روی تالار ایستاده بودم***با دست و دلی که میلرزید***و بغضی که مدام میترکید***آن شب آمده بودم که خراب کنم***آمده بودم نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 177 تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 11:46

صفحه بندی